یادگیری زبان انگلیسی کار راحتی نیست ، اما بعضی قسمت هایش واقعاً سخت تر از بقیه اند . یکی از چالش های بزرگ همه زبان آموزان ، حفظ واژه های سخت است . مثلاً کلماتی مثل notwithstanding ، serendipity ، ubiquitous یا obfuscate که نه شکلشان ساده است ، نه تلفظشان ، نه معنی شان
اما آیا می شود این کلمات سخت را در ۵ دقیقه حفظ کرد ؟ پاسخ اینجاست : بله ، اگر درست پیش بروی !
در این مقاله ، بهجای اینکه فقط روش های خشک و آکادمیک ارائه بدهیم ، قرار است ترفند هایی را یاد بگیری که واقعی ، کاربردی و انسانی باشند . ترفند هایی که خودت هم بتوانی فوراً استفاده کنی ، حتی اگر حافظه ات قوی نباشد .
آنچه در این مقاله میخوانید
Toggleچرا حفظ واژه های سخت انگلیسی سخت است ؟
قبل از اینکه برویم سراغ ترفند ها ، بیایید صادق باشیم . چرا حفظ واژه های سخت واقعاً سخت است ؟
این واژه ها کمتر در فیلم ها ، سریال ها یا مکالمات عادی استفاده می شوند .
طولانی یا ناآشنا هستند و ذهن آن ها را سریع پس می زند .
در ذهن ما تصویر روشنی ازشان وجود ندارد .
آن ها را حفظ می کنیم ، ولی چون استفاده شان نمی کنیم ، سریع فراموش می شوند .
خوشبختانه همه این مشکل ها قابل حل اند . فقط کافی است روش حفظ را عوض کنیم !
ترفند اول : واژه را با داستان شخصی به خاطر بسپار
یکی از قوی ترین روش ها برای حفظ هر چیز ، اتصال آن به یک خاطره یا داستان است . مغز ما عاشق داستان است . مثلاً واژهی melancholy به معنی اندوه ، واژه ای نسبتاً سخت است . اما اگر یادت باشد که مثلاً وقتی آهنگ غمگینی شنیدی ، حالت melancholy شد ، دیگر این واژه فراموشت نمی شود .
تمرین :
واژه سخت را بنویس .
از خودت بپرس : آیا لحظه ای در زندگی ام هست که این کلمه به آن بخورد ؟
همان را با جزئیات بنویس یا تصور کن .
مثال واقعی :
کلمهی obnoxious به معنی زننده ، آزار دهنده است .
داستان شخصی : همسایه مون همیشه ساعت ۲ شب موزیک بلند پلی می کرد . واقعاً obnoxious بود!
ترفند دوم : تکنیک تصویر سازی ذهنی + اغراق
مغز ما تصویری است . اگر کلمه ای را به تصویر تبدیل کنی ، راحت تر به ذهن می چسبد . و اگر این تصویر اغراق آمیز یا عجیب و غریب باشد ، دیگر فراموشش نمی کنی .
مثال :
کلمه ubiquitous یعنی همه جا حاضر .
تصویر سازی : تصور کن اینترنت مثل هوای نامرئی همه جا هست . حتی در دستشویی !
حالا تصور کن اینترنت یک آدم شده که همه جا دنبالت می آید . عجیب ، بامزه ، و فراموش نشدنی .
ترفند سوم : ساخت کارت حافظه (Flashcard) با کاربرد واقعی
فلش کارت ها ابزار هایی عالی اند . اما فلش کارتی که فقط معنی بنویسی ، خیلی موثر نیست . بهترین کارت ، آنی ست که :
- کلمه را داشته باشد
- معنی ساده و فارسی اش را داشته باشد
- یک جمله کاربردی واقعی (ترجیحاً طنز یا عجیب)
- یک تصویر یا شکل
مثال :
واژه : vindicate
معنی : تبرئه کردن
جمله : The video vindicated him after the false accusation.
تصویر : مردی با دوربین که فریاد می زنه : من بی گناهم ! اینم مدرک !
ترفند چهارم : بازی ۵ دقیقه ای با واژه
وقتی یک واژه را دیدی ، در ۵ دقیقه این کار ها را انجام بده :
- آن را ۳ بار با صدای بلند بخوان .
- معنی اش را با زبان ساده برای یک کودک توضیح بده .
- یک جمله بامزه یا شخصی با آن بساز .
- دستت را بردار و انگار با انگشتت روی هوا آن را بنویس .
- تصور کن که در دنیایی هستی که این کلمه اسم یک شخصیت است.
مثال :
کلمه : belligerent
معنی : جنگ طلب
توضیح ساده : کسی که همیشه دنبال دعواست
شخصیت : آقای بلیجرنت یک مرد بد اخلاق و همیشه عصبانیه که هر کی رو می بینه ، می گه : دعوا داریم ؟
ترفند پنجم : اتصال واژه ها به هم (زنجیره لغت)
بعضی وقت ها یک کلمه ، یاد کلمه دیگری می اندازد . مثلاً :
- Elated خیلی خوشحال
- Ecstatic از خوشحالی در پوست نگنجیدن
- euphoric احساس وجد زیاد
اگر این ها را پشت هم یاد بگیری و در یک تصویر گروهی تصور کنی (مثلاً سه تا دوست که از شادی بالا و پایین می پرن ) ، یادگیری و ماندگاری آن ها چند برابر می شود .
ترفند ششم : تقلید صدا و حالت
هر کلمه ای یک حس دارد . وقتی آن را با حالت ، صدا ، و حتی بازیگری ادا می کنی ، راحت تر در ذهنت می ماند .
مثال :
کلمه timid یعنی خجالتی ، ترسو .
با صدای نازک بگو : I’m… I’m… timid…
همزمان دست هایت را جمع کن ، عقب برو ، انگار که واقعاً خجالتی هستی .
این کلمه دیگر پاک نمی شود .
ترفند هفتم : استفاده واقعی در زندگی واقعی
حفظ واژه بدون استفاده ، مثل خریدن وسیله ای است که هیچ وقت ازش استفاده نکنی . بی فایده ست !
پس هر کلمه ای را که یاد می گیری ، همان روز استفاده کن :
- در پیامک به دوستت ( حتی اگر شوخی باشد )
- در استوری یا پست شبکه های اجتماعی
- در دفتر خاطراتت
- یا با خودت بلند بگو، حتی اگر کسی نیست
مثال :
واژه : candid
امروز به دوستت بگو: Be candid with me — did I embarrass myself yesterday?
خودت هم خندت می گیره ، اما یادت می مونه .
ترفند هشتم : مترادف و متضاد بساز
یادگیری واژه ای سخت به کمک کلمات ساده تر خیلی موثره .
مثلاً :
benevolent = kind ( مهربان )
malevolent = evil ( بد جنس )
وقتی این دو رو کنار هم یاد بگیری ، خیلی راحت تر می مونه .
ترفند نهم : کشف ریشه و پیشوند و پسوند
کلمات سخت اغلب از ریشه های لاتین یا یونانی میان . اگر بفهمی ریشه شون چیه ، ده ها کلمه مشابه رو راحت یاد می گیری .
مثال :
- bene– = خوب → benefit, benevolent
- mal– = بد → malfunction, malnutrition
تمرین : وقتی به واژه سختی رسیدی ، سرچ کن ببین از چه ریشه ای اومده .
ترفند دهم : فیلم سازی در ذهن
فرض کن ذهن تو یک کارگردان فیلمه . هر بار یک کلمه سخت دیدی ، باید براش یک فیلم کوتاه ذهنی بسازی .
مثال :
کلمه: perplexed = گیج
فیلم : یک دانشجو جلوی درِ دانشگاه وایساده و نمی دونه امتحان کجاست ، یه کاغذ دستشه ، داره می چرخه… کاملاً perplexed .
نکته ی پایانی : استمرار مهم تر از سرعت است
اینکه بتوانی در ۵ دقیقه یک کلمه سخت را حفظ کنی ، عالی است . اما مهم تر از آن ، این است که :
- به آن کلمه سر بزنی
- آن را استفاده کنی
- از ذهن خارجش نکنی
اگر ۵ دقیقه امروزت را صرف یک کلمه کنی ، و فردا و پس فردا دوباره به آن سر بزنی ، آن کلمه مال تو می شود . برای همیشه .
نتیجه گیری : با این ترفند ها ، واژه های سخت دیگر سخت نیستند
ما در این مقاله یاد گرفتیم که حفظ واژه های سخت انگلیسی در ۵ دقیقه نه تنها ممکن است ، بلکه اگر با ذهن خلاق ، حس و داستان سازی همراه شود ، تبدیل به یک کار لذت بخش می شود . دیگر لازم نیست جلوی واژه هایی مثل esoteric، magnanimous یا capricious بایستی و بگویی : نه ، اینا خیلی سختن !
تو می توانی هر واژه ای را یاد بگیری ، فقط اگر آن را به زندگی وصل کنی .
حالا نوبت توست که این روش ها را امتحان کنی .
