وقتی صحبت از یادگیری زبان انگلیسی می شود ، فقط دانستن گرامر و لغات کافی نیست . برای اینکه بتوانید واقعاً مثل یک انگلیسی زبان صحبت کنید ، باید اصطلاحات روزمره انگلیسی (Everyday English Idioms & Expressions) را یاد بگیرید . این اصطلاحات در مکالمات عادی ، فیلم ها ، آهنگ ها ، شبکه های اجتماعی و حتی اخبار استفاده می شوند . اگر آن ها را بلد نباشید ، ممکن است متوجه نشوید که مردم دقیقاً درباره چه چیزی صحبت می کنند !
در این مقاله ، با بیش از ۳۰ اصطلاح پر کاربرد روزمره انگلیسی آشنا می شوید که دانستن آن ها برای هر زبان آموزی واجب است . هر اصطلاح همراه با معنی ، مثال و معادل فارسی ارائه شده تا بهتر در ذهنتان بماند .
1 _ What’s up?
معنی : چه خبر ؟ / چطوری ؟
مثال :
— Hey John, what’s up?
— Not much, just chilling.
توضیح : اصطلاحی دوستانه برای شروع مکالمه . معادل چه خبرا؟ در فارسی .
2 _ I’m beat
معنی : من خیلی خسته ام
مثال :
— I’ve been working all day. I’m beat!
توضیح : استفاده برای زمانی که از خستگی دارید می افتید .
3 _ Hang out
معنی : وقت گذراندن (معمولاً با دوستان)
مثال :
— Do you want to hang out this weekend?
توضیح : شبیه به بریم بچرخیم یا دور هم باشیم .
4 _ It’s not my cup of tea
معنی : باب میل من نیست / علاقه ای ندارم
مثال :
— I know people love horror movies, but they’re not my cup of tea.
5 _ Break a leg
معنی : موفق باشی (اصطلاحی برای آرزوی موفقیت قبل از اجرا)
مثال :
— You have a big performance tonight. Break a leg!
6 _ Hit the sack
معنی : رفتن به رختخواب
مثال :
— I’m so tired. I’m gonna hit the sack.
7 _ Piece of cake
معنی : خیلی آسان
مثال :
— The exam was a piece of cake.
معادل فارسی : مثل آب خوردن .
8 _ Let’s call it a day
معنی : بسه برای امروز / کارمون رو تموم کنیم
مثال :
— We’ve done enough work. Let’s call it a day.
9 _ Under the weather
معنی : مریض یا بیحال بودن
مثال :
— I’m feeling a bit under the weather today.
10 _ Hit the books
معنی : شروع به مطالعه کردن
مثال :
— Final exams are coming. It’s time to hit the books.
11 _ Give someone a hand
معنی : به کسی کمک کردن
مثال :
— Can you give me a hand with this bag?
12 _ Kill two birds with one stone
معنی : با یک تیر دو نشان زدن
مثال :
— By studying on the bus, I kill two birds with one stone.
13 _ Once in a blue moon
معنی : خیلی به ندرت
مثال :
— We go out to eat once in a blue moon.
14 _ Cost an arm and a leg
معنی : خیلی گران بودن
مثال :
— That new phone costs an arm and a leg!
15 _ Get cold feet
معنی : ترسیدن و عقب نشینی کردن
مثال :
— He got cold feet before the wedding.
16 _ Go the extra mile
معنی : تلاش مضاعف کردن
مثال :
— She always goes the extra mile to help her clients.
17 _ Burn the midnight oil
معنی : تا دیر وقت کار یا مطالعه کردن
مثال :
— He’s burning the midnight oil to finish his thesis.
18 _ Spill the beans
معنی : لو دادن راز
مثال :
— Who spilled the beans about the surprise party?
19 _ Pull someone’s leg
معنی : کسی را سر کار گذاشتن
مثال :
— Are you serious or are you pulling my leg?
20 _ The ball is in your court
معنی : نوبت تصمیم گیری با توست
مثال :
— I’ve done my part. Now the ball is in your court.
21 _ On cloud nine
معنی : بسیار خوشحال بودن
مثال :
— She was on cloud nine after winning the contest.
22 _ Break the ice
معنی : شکستن سکوت اولیه / شروع یک مکالمه
مثال :
— He told a joke to break the ice.
23 _ Sit tight
معنی : منتظر بمان / صبر کن
مثال :
— Sit tight. The doctor will see you soon.
24 _ Cut to the chase
معنی : برو سر اصل مطلب
مثال :
— Let’s cut to the chase. What do you really want?
25 _ A blessing in disguise
معنی : نعمتی در پوشش بلا
مثال :
— Losing that job was a blessing in disguise.
26 _ Easy does it
معنی : آروم و با دقت
مثال :
— Easy does it. Don’t spill the paint.
27 _ Speak of the devil
معنی : حلال زاده رسید !
مثال :
— Speak of the devil—here comes Mike!
28 _ In hot water
معنی : در دردسر بودن
مثال :
— He’s in hot water for missing the meeting.
29 _ Get out of hand
معنی : از کنترل خارج شدن
مثال :
— The party got out of hand after midnight.
30 _ No pain, no gain
معنی : بدون زحمت خبری از موفقیت نیست
مثال :
— Keep working out! No pain, no gain.
چطور این اصطلاحات را به راحتی یاد بگیریم ؟
1 – در مکالمات واقعی استفاده کنید
هر بار که اصطلاح جدیدی یاد گرفتید ، سعی کنید در گفت و گو های روزمره یا چت با دوستانتان از آن استفاده کنید .
2 _ یادداشت برداری کنید
یک دفترچه مخصوص اصطلاحات داشته باشید . بنویسید ، معنی کنید و با مثال حفظ کنید .
3 _ از فیلم ها و سریال ها کمک بگیرید
فیلم هایی مثل Friends، How I Met Your Mother یا حتی The Office پر از اصطلاحات روزمره هستند . آن ها را با زیرنویس انگلیسی ببینید .
4 _ هر روز فقط یکی !
خودتان را با ده ها اصطلاح در روز خسته نکنید . روزی یک اصطلاح را یاد بگیرید ، با آن جمله بسازید ، تکرارش کنید و واقعاً درکش کنید .
جمع بندی : چرا باید این اصطلاحات را بلد باشیم ؟
یادگیری این اصطلاحات به شما کمک میکند که :
- درک بهتری از فیلم ها و سریال ها داشته باشید
- در مکالمه طبیعی تر و بومی تر به نظر برسید
- اعتماد به نفستان در صحبت کردن بالا برود
- با فرهنگ انگلیسی زبان ها بیشتر آشنا شوید
فراموش نکنید : اصطلاحات روزمره ، زبان انگلیسی را زنده می کنند . اگر فقط کتابی و رسمی حرف بزنید ، شاید فهمیده شوید ، اما طبیعی به نظر نمیرسید .
