زبان انگلیسی پر از اصطلاحات و عبارت هایی است که در مکالمات روزمره به کار می روند و دانستن آن ها به شما کمک می کند تا مانند یک فرد بومی ، روان تر و طبیعی تر صحبت کنید . بسیاری از این اصطلاحات معنایی فراتر از کلمات تشکیل دهنده ی خود دارند و نمی توان آن ها را به صورت تحت اللفظی ترجمه کرد . بنابراین ، یادگیری و استفاده ی صحیح از این عبارات می تواند درک شما از زبان را بهبود بخشیده و توانایی برقراری ارتباط را تقویت کند.
در این مقاله ، مهم ترین اصطلاحات انگلیسی روزمره را بررسی خواهیم کرد و برای هر کدام مثال هایی ارائه می دهیم تا نحوه ی استفاده ی آن ها در مکالمات واقعی را بهتر درک کنید . همچنین ، متضاد ها و معادل های متعارف هر اصطلاح را معرفی خواهیم کرد تا دامنه ی واژگانی شما گسترش یابد . با ما همراه باشید تا گامی مؤثر در مسیر یادگیری انگلیسی بردارید !
آنچه در این مقاله میخوانید
Toggle1 _ اصطلاحات مربوط به احوال پرسی و تعاملات اجتماعی
What’s up?
معنی : چه خبر ؟ ( غیر رسمی )
✅ مثال :
A: Hey John, what’s up?
B: Not much, just working on my project.
❌ متضاد: Goodbye خداحافظی کردن
🔹 متعارف: How are you? چطوری ؟
✅ مثال دیگر:
A : What’s up, Sarah? You look excited!
B : Yeah! I just got a promotion at work!
Long time no see!
معنی : مدت زیادی است که ندیدمت!
✅ مثال :
A : Hey Tom! Long time no see!
B : Yeah, it’s been ages. How have you been?
🔹 متعارف : It’s been a while! مدتی گذشته است !
✅ مثال دیگر :
A : Wow, Emily! Long time no see!
B : I know! Let’s grab a coffee and catch up.
2 _ اصطلاحات مربوط به احساسات و واکنش ها
Break a leg!
معنی : موفق باشی ! ( در موقعیت هایی مثل اجرا های هنری یا امتحان )
✅ مثال :
A : I have an audition tomorrow.
B : Break a leg!
❌ متضاد : Bad luck ! شانس بد !
🔹 متعارف : Good luck ! موفق باشی!
✅ مثال دیگر :
A : I’m so nervous about my dance performance.
B : Don’t worry! You’ll do great. Break a leg!
Under the weather
معنی : احساس نا خوشی داشتن
✅ مثال :
A : Why didn’t you come to work yesterday?
B : I was feeling under the weather.
❌ متضاد : Feeling great احساس عالی داشتن
🔹 متعارف : Not feeling well احساس ناخوشی داشتن
✅ مثال دیگر :
A : You look pale. Are you okay?
B : Not really, I’m a bit under the weather today.
3 _ اصطلاحات مربوط به زندگی روزمره و کار
Hit the sack
معنی : رفتن به رختخواب
✅ مثال :
A : I’m really tired.
B : You should hit the sack early tonight.
❌ متضاد: Stay up all night تمام شب بیدار ماندن
🔹 متعارف : Go to bed به رختخواب رفتن
✅ مثال دیگر :
A : It’s been a long day. I think I’ll hit the sack now.
B : Yeah, get some rest!
Bite the bullet
معنی : تحمل کردن یک وضعیت سخت
✅ مثال :
A : I don’t want to do this presentation.
B : Just bite the bullet and do it.
❌ متضاد : Give up تسلیم شدن
🔹 متعارف : Face the challenge روبرو شدن با چالش
✅ مثال دیگر :
A : The dentist appointment is going to be painful.
B : I know, but you just have to bite the bullet.
4 _ اصطلاحات پر کاربرد در مکالمات غیر رسمی
Let’s call it a day
معنی : بیایید کار امروز را تمام کنیم .
✅ مثال :
A : We’ve been working for hours.
B : Yeah, let’s call it a day.
❌ متضاد : Keep going ادامه دادن
🔹 متعارف : Wrap it up جمع بندی کردن
✅ مثال دیگر :
A : The project is almost done.
B : Great! Let’s call it a day and continue tomorrow.
Pull someone’s leg
معنی : سر به سر کسی گذاشتن یا شوخی کردن
✅ مثال :
A : Did you really win the lottery?
B : No, I was just pulling your leg.
❌ متضاد : Be serious جدی بودن
🔹 متعارف: Joke around شوخی کردن
✅ مثال دیگر :
A : You’re kidding, right?
B : Yeah, I’m just pulling your leg!
نتیجه گیری
در این مقاله ، اصطلاحات ضروری انگلیسی روزمره را بررسی کردیم که در موقعیت های مختلف کاربرد دارند . این اصطلاحات به شما کمک می کنند که طبیعی تر صحبت کنید و مکالمات خود را به سطح بالاتری ببرید. برای تقویت مهارت های زبانی ، سعی کنید این عبارت ها را در مکالمات روزانه خود استفاده کنید !
همچنین ، برای یادگیری بهتر ، می توانید این اصطلاحات را در جملات شخصی خود تمرین کنید و در موقعیت های واقعی از آن ها استفاده نمایید . هر چه بیشتر از این اصطلاحات استفاده کنید ، مکالمه شما طبیعیتر خواهد شد!
