آیا تا به حال در حال یادگیری زبان انگلیسی با خود فکر کرده اید : « چرا بعضی چیز ها رو هر کاری می کنم یاد نمی گیرم ؟ » اگر جواب شما «بله» است ، باید بدانید که تنها نیستید . بسیاری از زبان آموزان در مسیر یادگیری ، با اصول گرامری خاصی مواجه می شوند که مثل گره هایی باز نشده باقی می مانند .
این مقاله به بررسی اصول گرامر انگلیسی که همیشه مشکل ساز هستند می پردازد — با توضیحی ساده ، مثال های روشن و راهکار هایی برای حل آن ها .
آنچه در این مقاله میخوانید
Toggle1 _ زمان ها (Tenses) – کابوس همیشگی زبان آموزان
از جمله اصول گرامر انگلیسی که همیشه مشکل ساز هستند ، زمان ها هستند . مخصوصاً تفاوت بین حال ساده ، حال استمراری ، گذشته ساده و حال کامل .
مثال ها :
حال ساده :
I work every day.
حال استمراری :
I am working right now.
گذشته ساده :
I worked yesterday.
حال کامل :
I have worked here since 2015.
اشکال رایج :
بسیاری از زبان آموزان می گویند :
I am work every day.
در حالی که باید بگویند : I work every day.
راهکار :
برای یادگیری زمان ها ، خودتان را در موقعیت واقعی تصور کنید . مثلا برای حال ساده ، درباره ی کارهای روزمره حرف بزنید . برای حال کامل ، از تجربیات زندگیتان بگویید .
2_ استفاده از a _ an و the – مقالات درد سرساز
در فارسی چیزی شبیه به a یا the نداریم ، و همین باعث می شود این قسمت از گرامر بسیار گیج کننده باشد .
مثال ها :
I saw a cat.
The cat was black.
I bought an umbrella.
اشکال رایج :
I have the idea. در حالی که ایده خاصی مد نظر نیست .
باید گفت :
I have an idea.
راهکار :
قبل از استفاده از the از خود بپرسید : آیا شنونده هم دقیقاً میداند من درباره ی چه چیزی حرف میزنم ؟ اگر نه ، از a/an استفاده کن .
3 _ افعال عبارتی (Phrasal Verbs) – دشمنان پنهان
عباراتی مثل give up _ look after _ take off از سخت ترین بخش ها هستند ، چون معنی آن ها معمولاً با کلمات تشکیل دهنده آنها فرق دارد .
مثال ها :
I will give up smoking.
She looks after her little brother.
The plane took off on time.
اشکال رایج :
برخی زبان آموزان تلاش می کنند کلمه به کلمه ترجمه کنند :
> He looks after = او نگاه می کند بعد
راهکار :
این افعال را به عنوان یک کل یاد بگیرید ، نه جداگانه . مثل واژه ی جدید حفظش کن ، و در قالب جمله استفاده اش کن تا ملکه ذهنت شود .
اصول گرامر انگلیسی که همیشه مشکل ساز هستند را بشناسیم
ممکن است فکر کنید یادگیری گرامر فقط حفظ کردن قواعد خشک است . اما واقعیت این است که اگر گرامر را مثل یک ابزار برای بیان خودتان ببینید ، یادگیری آن خیلی طبیعی تر می شود . در ادامه ، چند مورد دیگر از اصول گرامر انگلیسی که همیشه مشکل ساز هستند را بررسی می کنیم :
4 _ تفاوت بین much و many و a lot of
این کلمات همه به معنی « زیاد » هستند ، ولی کاربردشان فرق دارد .
مثال ها :
I have many friends. قابلشمارش
I don’t have much money. غیر قابل شمارش
I have a lot of books. همه کاره !
اشکال رایج :
I have much friends.
راهکار :
اگر نمی دانید اسم شما قابل شمارش است یا نه ، از a lot of استفاده کنید . خیلی امن است و برای هر دو نوع اسم جواب می دهد .
5 _ استفاده از some و any – دوستان گیج کننده
Some معمولاً در جملات مثبت می آید ، و any در جملات منفی یا پرسشی .
مثال ها :
I have some water.
I don’t have any water.
Do you have any water?
اشکال رایج :
I don’t have some water.
راهکار :
به ساختار جمله نگاه کن . اگر منفی یا سوالی بود ، any جواب می دهد .
6 _ ترتیب صفات (Order of Adjectives) – قاعده ای که بیشتر مردم نمی دانند
در انگلیسی ، صفات باید به ترتیب خاصی قبل از اسم بیایند :
Opinion → Size → Age → Shape → Color → Origin → Material → Purpose
مثلاً :
A beautiful small old round red Italian leather handbag.
راهکار :
همیشه این ترتیب را تمرین کنید . نیازی نیست همه ی صفت ها را با هم استفاده کنید ، ولی اگر بیشتر از دو تا صفت دارید ، ترتیب مهم می شود .
7 _ ضمایر موصولی (Relative Pronouns)
که ، که در آن ، کسی که… این ها در انگلیسی به صورت who_ which_ that_ where و غیره استفاده می شوند .
مثال ها :
The man who called you is my friend.
The book which I read was amazing.
The place where I was born is beautiful.
اشکال رایج :
The book who I read
راهکار :
اگر درباره ی انسان حرف می زنید : who
اگر درباره ی شی یا حیوان حرف می زنید: which
برای همه چیز (غیر رسمی) : that
اصول گرامر انگلیسی که همیشه مشکل ساز هستند و راه حل آن ها
حالا که با چند مورد از اصول گرامر انگلیسی که همیشه مشکل ساز هستند آشنا شدیم ، بیایید به چند اشتباه رایج دیگر هم نگاه کنیم که اغلب زبان آموزان مرتکب آن می شوند :
8 _ استفاده از صفات و قید ها (Adjectives vs. Adverbs)
خیلی از زبان آموزان فرق بین quick و quickly را نمی دانند .
مثال ها :
He is a quick runner. صفت
He runs quickly. قید
اشکال رایج :
He runs quick.
راهکار :
اگر دارید درباره ی چگونه انجام شدن کار حرف می زنید ، قید لازم دارید معمولاً ly دارد .
9 _ سوال سازی – چالش دائمی
در زبان انگلیسی ، سوال سازی ترتیب خاصی دارد . بر عکس فارسی ، فعل کمکی به اول جمله می آید .
مثال ها :
Do you like coffee?
Did she go to school?
Have you seen the movie?
اشکال رایج :
You like coffee?
راهکار :
با افعال کمکی (do/does/did/have/has) تمرین کنید . آن ها را به اول جمله بیاورید .
10 _ تفاوت بین say _ tell _ speak _ talk
چه موقع از کدام استفاده کنیم ؟
نکات :
Say + چیزی: He said hello .
Tell + کسی + چیزی : He told me the truth .
Speak و Talk معمولاً برای مکالمه کلی :
I want to talk to you.
She spoke about the project.
راهکار :
حفظ کردن ساختار های متداول مثل :
say something, tell someone something, talk to someone ، و تمرین آن ها در جملات .
جمع بندی : چگونه با اصول گرامر انگلیسی که همیشه مشکل ساز هستند کنار بیاییم ؟
گرامر را حفظ نکن ، زندگیش کن !
هر قاعده ای را با مثال واقعی تمرین کن .
اشتباه کردن بخشی از یادگیری است .
از منابع تصویری ، فیلم و تمرین های عملی استفاده کن .
با یک دوست ، معلم یا پارتنر زبان تمرین کن تا گرامر وارد گفتار و نوشتارت شود .
اصول گرامر انگلیسی که همیشه مشکل ساز هستند را شکست بده !
گرامر شاید در ابتدا ترسناک به نظر برسد ، اما با روش درست ، تمرین مستمر و دیدگاه مثبت ، میتوان از پس آن برآمد . اگر این مقاله برایت مفید بود ، آن را نشانه گذاری کن و هر از گاهی مرورش کن .
