درخواست مشاوره رایگان و دریافت نمونه فایلهای کلاس
| به مناسبت فصل زمستان
تماشای فیلم های زبان انگلیسی یکی از بهترین روش ها برای یادگیری اصطلاحات وعبارات محاوره ای است که در مکالمات روزمره به کار می روند . این اصطلاحات به شما کمک می کنند تا زبان انگلیسی را به صورت طبیعی تر و روان تر صحبت کنید . در ادامه ، به معرفی تعدادی از این اصطلاحات می پردازیم که در فیلم ها بسیار رایج هستند و باید آن ها را بلد باشی .
Box office
به معنی « گیشه » است و به درآمد حاصل از فروش بلیت های یک فیلم اشاره دارد .
✅ مثال :
The movie broke box office records on its opening weekend.
این فیلم در آخر هفته افتتاحیه خود رکورد های گیشه را شکست .
Plot
به معنی « داستان » یا « خط سیر داستان » است و به توالی رویداد های یک فیلم یا کتاب اشاره دارد .
✅ مثال :
The plot of the movie was full of unexpected twists.
داستان فیلم پر از پیچش های غیرمنتظره بود .
Genre
به معنی « ژانر » یا « سبک » است و به دسته بندی فیلم ها بر اساس محتوا و فرم آن ها اشاره دارد .
✅ مثال :
My favorite movie genre is science fiction.
ژانر فیلم مورد علاقه من علمی_تخیلی است .
Sequel
به معنی « دنباله » است و به فیلمی اشاره دارد که ادامه دهنده داستان فیلم قبلی باشد .
✅ مثال :
The sequel to the popular movie will be released next year.
دنباله فیلم محبوب سال آینده منتشر خواهد شد .
Prequel
به معنی « پیش درآمد » است و به فیلمی اشاره دارد که داستان آن قبل از وقایع فیلم اصلی رخ میدهد .
✅ مثال :
The prequel explores the origins of the main character.
پیش درآمد به بررسی ریشه های شخصیت اصلی میپردازد .
Spoiler
به معنی « افشاگر » است و به اطلاعاتی اشاره دارد که جزئیات مهم داستان را قبل از تماشا یا خواندن فاش میکند .
✅ مثال :
Avoid reading reviews to prevent spoilers.
برای جلوگیری از افشای داستان ، از خواندن نقد ها خودداری کنید .
Cliffhanger
به معنی « پایان معلق » است و به پایانی اشاره دارد که مخاطب را در حالت تعلیق و انتظار برای ادامه داستان نگه میدارد .
✅ مثال :
The season finale ended with a cliffhanger, leaving fans eager for the next episode.
پایان فصل با یک پایان معلق به اتمام رسید و طرفداران را مشتاق قسمت بعدی کرد .
Cameo
به معنی « حضور کوتاه » است و به حضور کوتاه و غافلگیرکننده یک فرد مشهور در فیلم اشاره دارد.
✅ مثال :
The director made a cameo appearance in the film.
کارگردان یک حضور کوتاه در فیلم داشت .
Blockbuster
به معنی « فیلم پر فروش » است و به فیلمی اشاره دارد که فروش بسیار بالایی دارد و معمولاً با بودجه زیادی ساخته شده است.
✅ مثال :
The latest superhero movie is expected to be a blockbuster.
فیلم ابرقهرمانی جدید انتظار می رود که یک فیلم پرفروش باشد .
Binge_watch
به معنی « تماشای پیوسته » است و به تماشای چندین قسمت از یک سریال در یک نشست اشاره دارد .
✅ مثال :
We decided to binge-watch the entire season over the weekend.
تصمیم گرفتیم کل فصل را در آخر هفته به صورت پیوسته تماشا کنیم .
در دنیای امروز که همه عاشق فیلم و سریال هستن خیلی خوبه که اصطلاحات مهم انگلیسی در فیلم ها را بلد باشیم که هم حرفه تر به نظر بیایم و هم بتونیم در جلسه های نقد شرکت کنیم
Break a leg
به معنی « موفق باشی » است
✅ مثال :
You have an audition tomorrow? Break a leg!
فردا آزمون بازیگری داری ؟ موفق باشی !
Cut to the chase
به معنی « برو سر اصل مطلب » است و زمانی استفاده می شود که بخواهید کسی مستقیماً به نکته اصلی بپردازد .
✅ مثال :
We don’t have much time, so let’s cut to the chase.
زمان زیادی نداریم ، پس بیایید برویم سر اصل مطلب .
Jump the shark
به معنی « از اوج افتادن » است و به لحظه ای اشاره دارد که یک سریال یا برنامه تلویزیونی کیفیت خود را از دست می دهد .
✅ مثال :
The show really jumped the shark when they introduced that ridiculous plot twist.
سریال واقعاً از اوج افتاد وقتی آن پیچش داستانی مضحک را معرفی کردند .
Kick off
به معنی « شروع کردن » است و به آغاز یک رویداد یا فعالیت اشاره دارد .
✅ مثال :
The festival will kick off with a concert.
جشنواره با یک کنسرت شروع خواهد شد .
Showstopper
به معنی « جلوه گر » است و به بخشی از یک نمایش یا اجرا اشاره دارد که بسیار چشم گیر است و توجه همه را به خود جلب می کند .
✅ مثال :
Her performance was the showstopper of the evening.
اجرای او جلوه گر شب بود .
Steal the show
به معنی « مرکز توجه شدن » است و زمانی استفاده می شود که کسی یا چیزی بیشترین توجه را در یک رویداد به خود جلب کند .
✅ مثال :
The young actor stole the show with his brilliant performance.
بازیگر جوان با اجرای درخشان خود مرکز توجه شد .
Get the show on the road
به معنی « شروع کردن » است و زمانی استفاده می شود که بخواهید کاری را آغاز کنید .
✅ مثال :
Let’s get the show on the road; we have a lot to cover today.
بیایید کار را شروع کنیم ؛ امروز چیزهای زیادی برای پوشش داریم .
All set
به معنی «همه چیز آماده است »
The ball is in your court
این اصطلاح به معنی « تو باید تصمیم بگیری » است و زمانی استفاده می شود که مسئولیت بعدی بر عهده شخص دیگری است .
✅ مثال :
I’ve done everything I can, now the ball is in your court.
من هر کاری که می توانستم انجام دادم ، حالا نوبت توست که تصمیم بگیری .
Hit the nail on the head
به معنی « زیرکانه صحبت کردن » یا « درست گفتن » است و به زمانی اشاره دارد که کسی دقیقاً درست گفته یا فهمیده است .
✅ مثال :
You really hit the nail on the head with that comment.
با آن نظر، دقیقاً به هدف زدی .
Under the weather
به معنی « احساس ناخوشی » است و به زمانی گفته می شود که کسی حال خوبی ندارد .
✅ مثال :
I’m feeling a bit under the weather today.
امروز کمی احساس ناخوشی می کنم .
Bite the bullet
به معنی « دندان به جگر گذاشتن » است و زمانی استفاده می شود که کسی مجبور است کاری سخت یا نا خوشایند انجام دهد .
✅ مثال :
I hate going to the dentist, but I’ll have to bite the bullet.
من از رفتن به دندانپزشکی متنفرم ، اما باید دندان به جگر بزنم .
Throw in the towel
به معنی « تسلیم شدن » است و زمانی گفته می شود که کسی بعد از تلاش های زیاد ، دیگر نمی تواند ادامه دهد .
✅ مثال :
After trying to fix the car for hours, he finally threw in the towel.
بعد از ساعت ها تلاش برای تعمیر ماشین ، او بالاخره تسلیم شد .
Let the cat out of the bag
به معنی « افشای یک راز » است و به زمانی گفته می شود که کسی بدون قصد قبلی اطلاعاتی محرمانه را فاش می کند .
✅ مثال :
We were planning a surprise party, but John let the cat out of the bag.
ما در حال برنامه ریزی برای یک جشن غافل گیر کننده بودیم ، اما جان راز را فاش کرد .
Spill the beans
به معنی « فاش کردن حقیقت » است و مشابه با «let the cat out of the bag» است .
✅ مثال :
She spilled the beans about the promotion at work.
او حقیقت را درباره ترفیع در کار فاش کرد .
Cut to the chase
به معنی « برو سر اصل مطلب » است و زمانی گفته می شود که بخواهید از حاشیه پردازی خودداری کرده و مستقیماً به موضوع اصلی پرداخته شود .
✅ مثال :
I don’t have much time, so let’s cut to the chase.
وقت زیادی ندارم ، پس برویم سر اصل مطلب .
اصطلاحات انگلیسی که در فیلم ها و برنامه های تلویزیونی استفاده می شوند ، نه تنها به شما کمک می کنند که زبان انگلیسی را بهتر بفهمید ، بلکه به شما این امکان را می دهند که در مکالمات روزمره ، خود را به صورت طبیعی تر و روان تر بیان کنید . یادگیری این اصطلاحات می تواند دنیای جدیدی از زبان انگلیسی را به شما معرفی کند و باعث شود تا در مواقع مختلف بهتر ارتباط برقرار کنید . بنابراین ، با تماشا کردن فیلم ها و برنامه های انگلیسی و دقت در اصطلاحات رایج ، می توانید سطح مهارت خود را به طور قابل توجهی افزایش دهید .
همچنین ، هر یک از این اصطلاحات کاربرد خاص خود را دارند و در موقعیت های مختلف می توانند معانی متفاوتی پیدا کنند . این امر به شما کمک می کند که درک بهتری از تنوع زبان و کاربرد های آن پیدا کنید و به تدریج قادر خواهید بود تا در مکالمات واقعی و موقعیت های مختلف از این اصطلاحات استفاده کنید .
در نهایت ، همیشه به یاد داشته باشید که یادگیری زبان یک فرآیند مستمر است و با استفاده از منابع مختلف مانند فیلم ها ، کتاب ها ، و گفتگو با افراد بومی ، می توانید مهارت های خود را به سطحی بالا تر برسانید .
نظرتون برای ما خیلی ارزشمنده.
🎁حالا وقتشه جایزه تون را دریافت کنید
🎁 دریافت جایزه من