درخواست مشاوره رایگان و دریافت نمونه فایلهای کلاس
| به مناسبت فصل زمستان
آیا تا به حال هنگام مطالعه برای آزمون های زبان با خودتان گفته اید :
کاش می دانستم دقیقاً چه کلماتی همیشه در امتحان ها تکرار می شوند ؟
خب ، این مقاله دقیقاً همان چیزی است که به دنبالش بودید .
ما ۳۰ واژه ی پرکاربرد ، پر تکرار و کلیدی در آزمون های زبان انگلیسی را بررسی می کنیم ، معنی انها را می گوییم ، مثال میزنیم ، مترادف و متضادشان را نشان می دهیم و مهم تر از همه ، کاربردشان را در جمله های واقعی آموزش می دهیم .
در هر آزمون زبانی ، داوران و طراحان سؤال به دنبال سنجش مهارت های شما در درک متن ، نوشتن و شنیدن هستند . کلماتی که در ادامه می خوانید ، جزء « واژگان آکادمیک سطح متوسط تا پیشرفته » محسوب می شوند و در متون علمی ، مقالات ، سخنرانی ها و مکالمه های رسمی به وفور دیده می شوند .
1
6 _ Contrast
معنی : تضاد داشتن
مثال : The article contrasts two political systems.
مترادف : Oppose, Differentiate
متضاد : Compare, Match
7 _ Justify
معنی : توجیه کردن
مثال : Can you justify your answer?
مترادف : Defend, Explain
متضاد : Deny, Reject
8 _ Illustrate
معنی : توضیح دادن با مثال
مثال : This chart illustrates the income gap .
مترادف : Demonstrate, Clarify
متضاد : Obscure
9 _ Impact
معنی : تأثیر
مثال: The policy had a huge impact on the economy.
مترادف: Effect, Influence
متضاد: Irrelevance
10 _ Establish
معنی : پایهگذاری کردن
مثال: The company was established in 1999.
مترادف: Found, Set up
متضاد: Destroy, Abolish
11 _ Approach
معنی : رویکرد
مثال: Her approach to solving the problem was unique.
مترادف: Method, Strategy
متضاد: Avoidance
12 _ Available
معنی : در دسترس
مثال: These resources are available online.
مترادف: Accessible, Obtainable
متضاد: Unavailable, Limited
13 _ Require
معنی: نیاز داشتن
مثال : The job requires strong communication skills.
مترادف: Need, Demand
متضاد: Offer, Provide
14 _ Response
معنی : پاسخ
مثال: His response to the question was brilliant.
مترادف: Answer, Reaction
متضاد: Silence, Ignorance
15 _ Function
معنی : کارکرد، عملکرد
مثال: What’s the function of this device?
مترادف: Role, Purpose
متضاد: Malfunction
16 _ Benefit
معنی : سود، مزیت
مثال: Reading every day has many benefits.
مترادف: Advantage, Gain
متضاد: Disadvantage, Harm
17 _ Issue
معنی : مسئله ، موضوع
مثال: Environmental issues must be addressed.
مترادف: Problem, Matter
متضاد: Solution
18 _ Opinion
معنی : نظر
مثال: In my opinion, education is key.
مترادف: View, Perspective
متضاد: Fact
19 _ Support
معنی : پشتیبانی کردن
مثال: Can you support your argument with examples?
مترادف: Back up, Confirm
متضاد: Oppose, Contradict
20 _ Agree
معنی : موافقت کردن
مثال: I totally agree with your point .
مترادف: Accept, Consent
متضاد: Disagree, Reject
21 _ Data
معنی : داده ها
مثال: The research was based on recent data.
مترادف: Information, Statistics
22 _ Theory
معنی : نظریه
مثال: The theory explains how the universe was formed.
مترادف: Hypothesis, Concept
متضاد: Practice, Reality
23 _ Variable
معنی : متغیر
مثال: Time is an important variable in this experiment.
مترادف: Factor, Element
24 _ Method
معنی : روش
مثال: Their research method is very innovative.
مترادف: Technique, Procedure
متضاد: Randomness
25 _ Context
معنی : زمینه ، بستر
مثال: Understand the word in its context.
مترادف: Background, Situation
متضاد: Isolation
26 _ Concept
معنی : مفهوم
مثال: The concept of freedom is complex.
مترادف: Idea, Notion
متضاد: Reality
27 _ Factor
معنی : عامل
مثال: Several factors influenced the outcome.
مترادف: Cause, Element
متضاد: Result
28 _ Role
معنی : نقش
مثال: Parents play a key role in education.
مترادف: Function, Position
متضاد: Irrelevance
29 _ Process
معنی : فرایند
مثال: Learning a language is a long process.
مترادف: Procedure, Method
متضاد: Outcome
30 _ Result
معنی : نتیجه
مثال: The result was better than expected.
مترادف: Outcome, Consequence
متضاد: Cause
1 _ دفترچه واژگان شخصی داشته باشید .
هر کلمه را با معنی ، مترادف ، جمله و حتی تصویری همراه کنید .
2 _ در قالب جمله یاد بگیرید ، نه فقط لیست .
کلمات را در متن ببینید ، بشنوید و استفاده کنید .
3 _ با تکنیک Spaced Repetition تمرین کنید .
فلش کارت ها و اپلیکیشن هایی مثل Anki یا Quizlet کمک بزرگی هستند .
4 _ از فیلم ، پادکست و مقاله برای کاربرد واقعی این واژه ها استفاده کنید .
5 _ در رایتینگ و اسپیکینگ شخصی استفاده شان کنید .
مثلاً در نوشتن انشا یا مکالمات تمرینی .
اگر بخواهید برای یک آزمون زبان آماده شوید ، دانستن این ۳۰ واژه یک برگ برنده است . این ها فقط لغت نیستند ، بلکه ابزارهای قدرتمندی هستند که به شما در فهم بهتر ، نوشتن قوی تر و مکالمه مؤثرتر کمک می کنند . سعی کنید فقط آن ها را حفظ نکنید ، بلکه در زندگی روزمره ، نوشته ها و مکالمه هایتان آن ها را زنده نگه دارید .
در آزمون های زبان ، فقط دانستن کافی نیست ؛ باید باهوش یاد بگیرید !
نظرتون برای ما خیلی ارزشمنده.
🎁حالا وقتشه جایزه تون را دریافت کنید
🎁 دریافت جایزه من