درخواست مشاوره رایگان و دریافت نمونه فایل‌های کلاس

| به مناسبت فصل زمستان

ورود | ثبت نام
با ورود و یا ثبت نام در آموزشگاه زبان دکتر منوچهرزاده شما شرایط و قوانین استفاده از سرویس‌های سایت ما و قوانین حریم خصوصی آن را می‌پذیرید.

آیا تا به حال هنگام مطالعه برای آزمون ‌های زبان با خودتان گفته ‌اید :

کاش می ‌دانستم دقیقاً چه کلماتی همیشه در امتحان‌ ها تکرار می ‌شوند ؟

خب ، این مقاله دقیقاً همان چیزی است که به دنبالش بودید .

ما ۳۰ واژه ‌ی پرکاربرد ، پر تکرار و کلیدی در آزمون ‌های زبان انگلیسی را بررسی می ‌کنیم ، معنی انها را می‌ گوییم ، مثال میزنیم ، مترادف و متضادشان را نشان می ‌دهیم و مهم‌ تر از همه ، کاربردشان را در جمله ‌های واقعی آموزش می‌ دهیم .

ChatGPT Image Jul 14 2025 10 29 19 PM

چرا این ۳۰ واژه مهم هستند ؟

در هر آزمون زبانی ، داوران و طراحان سؤال به دنبال سنجش مهارت‌ های شما در درک متن ، نوشتن و شنیدن هستند . کلماتی که در ادامه می ‌خوانید ، جزء « واژگان آکادمیک سطح متوسط تا پیشرفته » محسوب می‌ شوند و در متون علمی ، مقالات ، سخنرانی ‌ها و مکالمه ‌های رسمی به وفور دیده می ‌شوند .

بخش اول : واژگان مهم برای درک مطلب (Reading)

1

30 کلمه ‌ای که همیشه در آزمون‌ های زبان انگلیسی می ‌آیند

30 کلمه ‌ای که همیشه در آزمون‌ های زبان انگلیسی می ‌آیند

بخش دوم : واژگان پرتکرار در رایتینگ (Writing)

6 _  Contrast

معنی : تضاد داشتن

مثال :  The article contrasts two political systems.

مترادف :  Oppose, Differentiate

متضاد :  Compare, Match

7 _  Justify

معنی : توجیه کردن

مثال :  Can you justify your answer?

مترادف :  Defend, Explain

متضاد :  Deny, Reject

8 _  Illustrate

معنی : توضیح دادن با مثال

مثال :  This chart illustrates the income gap .

مترادف :  Demonstrate, Clarify

متضاد :  Obscure

9 _  Impact

معنی : تأثیر

مثال:  The policy had a huge impact on the economy.

مترادف:  Effect, Influence

متضاد:  Irrelevance

10 _  Establish

معنی : پایه‌گذاری کردن

مثال:  The company was established in 1999.

مترادف:  Found, Set up

متضاد:  Destroy, Abolish

بخش سوم : واژگان کاربردی در لیسنینگ (Listening)

11 _ Approach

معنی : رویکرد

مثال:  Her approach to solving the problem was unique.

مترادف:  Method, Strategy

متضاد:  Avoidance

12 _  Available

معنی : در دسترس

مثال:  These resources are available online.

مترادف:  Accessible, Obtainable

متضاد:  Unavailable, Limited

13 _  Require

معنی: نیاز داشتن

مثال :  The job requires strong communication skills.

مترادف:  Need, Demand

متضاد:  Offer, Provide

14 _  Response

معنی : پاسخ

مثال:  His response to the question was brilliant.

مترادف:  Answer, Reaction

متضاد:  Silence, Ignorance

15 _  Function

معنی : کارکرد، عملکرد

مثال:  What’s the function of this device?

مترادف:  Role, Purpose

متضاد:  Malfunction

آموزش زبان انگلیسی

برای مشاوره و دیدن نمونه فیلم های کلاس

بخش چهارم : واژگان ضروری در اسپیکینگ (Speaking)

16 _  Benefit

معنی : سود، مزیت

مثال:  Reading every day has many benefits.

مترادف:  Advantage, Gain

متضاد:  Disadvantage, Harm

17 _  Issue

معنی : مسئله ، موضوع

مثال:  Environmental issues must be addressed.

مترادف:  Problem, Matter

متضاد:  Solution

18 _ Opinion

معنی : نظر

مثال:  In my opinion, education is key.

مترادف:  View, Perspective

متضاد:  Fact

19 _  Support

معنی : پشتیبانی کردن

مثال:  Can you support your argument with examples?

مترادف:  Back up, Confirm

متضاد:  Oppose, Contradict

20  _  Agree

معنی : موافقت کردن

مثال:  I totally agree with your point .

مترادف:  Accept, Consent

متضاد:  Disagree, Reject

بخش پنجم : واژگان آکادمیک عمومی (Academic Vocabulary)

21  _  Data

معنی : داده‌ ها

مثال:  The research was based on recent data.

مترادف:  Information, Statistics

22  _  Theory

معنی : نظریه

مثال:  The theory explains how the universe was formed.

مترادف:  Hypothesis, Concept

متضاد:  Practice, Reality

23  _  Variable

معنی : متغیر

مثال:  Time is an important variable in this experiment.

مترادف:  Factor, Element

24 _  Method

معنی : روش

مثال:  Their research method is very innovative.

مترادف:  Technique, Procedure

متضاد:  Randomness

25 _  Context

معنی : زمینه ، بستر

مثال:  Understand the word in its context.

مترادف:  Background, Situation

متضاد:  Isolation

[promotion id="16501"]
ChatGPT Image Jul 14 2025 10 38 58 PM

بخش ششم : واژگان مفهومی و انتزاعی (Abstract Concepts)

26 _  Concept

معنی : مفهوم

مثال:  The concept of freedom is complex.

مترادف:  Idea, Notion

متضاد:  Reality

27 _ Factor

معنی : عامل

مثال:  Several factors influenced the outcome.

مترادف:  Cause, Element

متضاد:  Result

28 _  Role

معنی : نقش

مثال:  Parents play a key role in education.

مترادف:  Function, Position

متضاد:  Irrelevance

29 _  Process

معنی : فرایند

مثال:  Learning a language is a long process.

مترادف:  Procedure, Method

متضاد:  Outcome

30 _  Result

معنی : نتیجه

مثال:  The result was better than expected.

مترادف:  Outcome, Consequence

متضاد:  Cause

نکاتی برای یادگیری مؤثر این کلمات :

1 _  دفترچه واژگان شخصی داشته باشید .

هر کلمه را با معنی ، مترادف ، جمله و حتی تصویری همراه کنید .

2 _  در قالب جمله یاد بگیرید ، نه فقط لیست .

کلمات را در متن ببینید ، بشنوید و استفاده کنید .

3 _  با تکنیک Spaced Repetition تمرین کنید .

فلش ‌کارت ‌ها و اپلیکیشن ‌هایی مثل Anki یا Quizlet کمک بزرگی هستند .

4 _  از فیلم ، پادکست و مقاله برای کاربرد واقعی این واژه ‌ها استفاده کنید .

5 _ در رایتینگ و اسپیکینگ شخصی استفاده ‌شان کنید .

مثلاً در نوشتن انشا یا مکالمات تمرینی .

جمع ‌بندی

اگر بخواهید برای یک آزمون زبان آماده شوید ، دانستن این ۳۰ واژه یک برگ برنده است . این ‌ها فقط لغت نیستند ، بلکه ابزارهای قدرتمندی هستند که به شما در فهم بهتر ، نوشتن قوی ‌تر و مکالمه مؤثرتر کمک می ‌کنند . سعی کنید فقط آن ‌ها را حفظ نکنید ، بلکه در زندگی روزمره ، نوشته ‌ها و مکالمه‌ هایتان آن‌ ها را زنده نگه دارید .

در آزمون‌ های زبان ، فقط دانستن کافی نیست ؛ باید باهوش یاد بگیرید !

لوگو

🎉 ممنونیم از ثبت نظر شما!

نظرتون برای ما خیلی ارزشمنده.
🎁حالا وقتشه جایزه تون را دریافت کنید 🎁 دریافت جایزه من

یـک جلسه مشـاوره رایـگان

دریـافت نمونـه فایـل‌های کلاس

لطفا شماره همراه خود را در کادر زیر وارد کنید

مشـاوریـن مــا در سـریع تـریــن زمــان بــا شمـا تـماس میـگیـرن