درخواست مشاوره رایگان و دریافت نمونه فایلهای کلاس
| به مناسبت فصل زمستان
یادگیری زبان انگلیسی فقط حفظ کردن لغات نیست ، بلکه درک ظرایف معنایی و کاربردی آن هاست . یکی از اشتباهات رایج میان زبان آموزان ، استفاده ی نادرست از واژه هایی است که معنای « مشهور » یا « شناخته شده » دارند ؛ مثل famous، popular و well-known .
در ظاهر این سه کلمه شبیه هستند ، اما در واقع لایه های متفاوتی از معنا و احساس را منتقل می کنند .
در این مقاله ، با زبان ساده و مثال های واقعی یاد میگیریم که هر کدام دقیقاً کجا و چرا به کار میروند .
کلمه ی famous یعنی « مشهور ، شناخته شده به خاطر چیزی خاص .»
وقتی کسی famous است ، مردم زیادی در سراسر کشور یا دنیا او را می شناسند . معمولاً شهرت او نتیجه ی موفقیت ، استعداد یا حتی رسوایی است !
تعریف ساده :
Famous means widely known by many people, usually because of special achievements or remarkable traits.
مثال ها :
Michael Jackson was a famous singer.
The Eiffel Tower is famous around the world.
He became famous after his invention went viral.
🔹 نکته ی کاربردی :
کلمه ی famous اغلب با حس « شهرت بزرگ و عمومی » همراه است . یعنی چیزی یا کسی که در مقیاس وسیع شناخته شده است .
کلمه ی popular یعنی « محبوب ، پرطرفدار ، مورد علاقه ی بسیاری از مردم .»
وقتی چیزی popular است ، یعنی مردم آن را دوست دارند ، نه فقط آن را می شناسند .
تعریف ساده :
Popular means liked or enjoyed by many people.
مثال ها :
Pizza is a popular food in many countries.
She is very popular among her classmates.
TikTok has become popular with teenagers.
🔹 نکته ی کاربردی :
Popular لزوماً به معنای « مشهور جهانی » نیست . ممکن است فقط در یک جمع ، شهر یا بین گروه خاصی از مردم محبوب باشد .
کلمه ی well-known حالتی بین famous و popular دارد .
well-known یعنی کسی یا چیزی که بسیاری از مردم او را می شناسند ، اما ممکن است خیلی مشهور یا محبوب نباشد .
تعریف ساده :
Well-known means known or recognized by many people, but not necessarily famous or popular.
مثال ها :
He is a well-known doctor in our city.
That restaurant is well-known for its seafood.
Shakespeare is well-known as a great playwright.
🔹 نکته ی کاربردی :
اگر بخواهید مودبانه تر و متعادل تر از famous صحبت کنید ، well-known انتخاب خوبی است .
بیایید حس هر واژه را در ذهن تصور کنیم :
محبوبیت | میزان شهرت | حس احساسی | معنی اصلی | واژه |
بستگی دارد | بسیار زیاد | قوی ، بزرگ ، گاهی رسمی | مشهور جهانی یا ملی | Famous |
زیاد | متوسط یا زیاد | گرم ، دوستانه | محبوب میان مردم | Popular |
بستگی دارد
| متوسط | خنثی ، مودبانه | شناخته شده ، قابل احترام | Well-known |
مثال برای درک تفاوت ها :
Famous actor : بازیگر جهانی که همه او را می شناسند .
Popular actor : بازیگری که مردم او را دوست دارند .
Well-known actor : بازیگری که در صنعت فیلم یا کشور خودش شناخته شده است ، اما شاید جهانی نباشد .
بیایید در موقعیت های مختلف ببینیم هر کدام چه کاربردی دارند
در دنیای هنر
Taylor Swift is famous for her songs.
Her music is popular among young people.
She is well-known for writing her own lyrics.
تحلیل :
در جمله ی اول ، تأکید بر شهرت جهانی است (famous) .
در دومی ، بر محبوبیت در میان مردم (popular) .
در سومی ، بر شناخت و اعتبار خاص (well-known) .
در محیط تحصیلی
Mr. Brown is a well-known English teacher.
His classes are popular among students.
He became famous after publishing his grammar book.
تحلیل :
در این مثال ها هم تفاوت ظریف بین شناخت ، محبوبیت و شهرت دیده میشود .
در شهر و زندگی روزمره
That café is popular with locals. محبوب بین مردم محلی
It’s well-known for its desserts. شناخته شده به خاطر دسرها
The owner became famous after appearing on TV. صاحبش با حضور در تلویزیون معروف شد
میتوان گفت :
very famous, quite popular, extremely well-known.
اما معمولاً نمی گوییم very well-known چون خود کلمه already قوی است .
Famous for: She’s famous for her kindness.
Popular with/among: He’s popular with his students.
Well-known for/as: Paris is well-known for its fashion.
Fame (شهرت) ← از famous
Popularity (محبوبیت) ← از popular
Recognition (شناخت) ← از well-known
مثال :
He gained fame after the competition.
Her popularity grew quickly.
The company has earned public recognition.
گاهی تفاوت این سه کلمه فقط معنایی نیست ، بلکه فرهنگی و احساسی است .
در انگلیسی بومی (Native English)، وقتی کسی را famous صدا می زنند ، ممکن است نوعی فاصله ی اجتماعی یا احترام رسمی وجود داشته باشد . اما popular معمولاً احساس صمیمیت و دوست داشتنی بودن را منتقل میکند .
در مقابل ، well-known حالت مودب و بی طرف دارد و در موقعیت های حرفه ای (مثل مقاله یا خبر) بیشتر استفاده میشود .
مثال فرهنگی :
She’s a popular YouTuber. → یعنی مردم او را دوست دارند .
She’s a famous YouTuber. → یعنی همه او را می شناسند .
She’s a well-known content creator. → لحن رسمی تر و متعادل تر .
❌ اشتباه ۱ : استفاده از famous برای چیزهای معمولی .
✅ درست :
That dish is popular, not famous.
اشتباه ۲ : فکر کردن به اینکه famous و popular همیشه مترادف هستند .
✅ درست :
A person can be famous but not popular مثلاً سیاست مداری که همه می شناسند ولی کسی دوستش ندارد .
❌ اشتباه ۳ : استفاده از well-known برای افراد ناشناخته .
✅ درست :
He’s well-known in his field یعنی فقط در حوزه ی کاری خودش شناخته شده است .
برای تثبیت یادگیری ، چند تمرین واقعی :
✅ تمرین ۱ : جای خالی را پر کنید .
پاسخ :
✅ تمرین ۲ : ترجمه کنید .
پاسخ :
✅ تمرین ۳ : جمله بسازید .
با هر سه واژه جمله ای درباره ی یک فرد یا مکان بسازید .
مثلاً :
BTS is famous internationally, popular among young fans, and well-known for their hard work.
🔹 مترادف ها
مترادف های رایج | واژه |
renowned, celebrated, legendary | Famous |
loved, trendy, admired | Popular |
recognized, familiar, respected | Well-known |
🔹متضاد ها
متضاد | واژه |
unknown | Famous |
unpopular | Popular |
obscure | Well-known |
مثال با متضاد :
He used to be famous, but now he’s unknown.
The idea wasn’t popular among employees.
The brand was once well-known, but it’s now obscure.
اگر می خواهید حس مثبت و صمیمی منتقل کنید ، از popular استفاده کنید .
اگر می خواهید رسمی و عمومی تر حرف بزنید ، famous یا well-known مناسب تر هستند .
well-known از نظر لحن ، مودب تر و حرفه ای تر است . مثلاً :
It is a well-known fact that climate change affects agriculture.
Popular و famous بیشتر شنیده می شوند .
در انگلیسی بریتانیایی ، well-known رایج تر از famous در گفتگوهای مودبانه است .
🔹 Famous یعنی شناخته شده جهانی یا ملی ، معمولاً به خاطر موفقیت یا ویژگی خاص .
🔹 Popular یعنی محبوب بین مردم ، چیزی که مورد علاقه است .
🔹 Well-known یعنی شناخته شده ، اما نه لزوماً مشهور یا محبوب .
در واقع ، میتوان گفت :
Every famous person is well-known, but not every well-known person is famous.
Every popular person is well-known to some people, but not always famous.
اگر زبان انگلیسی را فقط با ترجمه ی لغت به لغت یاد بگیریم ، خیلی از تفاوت های احساسی را از دست می دهیم .
اما وقتی مثل یک انگلیسی زبان فکر کنیم ، می فهمیم که کلمه فقط معنا نیست ، احساس و فضا هم دارد .
پس از حالا به بعد ، وقتی میخواهی بگویی کسی یا چیزی « مشهور » است ، قبل از گفتن ، از خودت بپرس :
آیا مردم او را می شناسند (well-known)،
تحسینش می کنند (popular)،
یا در سراسر دنیا شهرت دارد (famous)؟
اگر به همین ظرافت ها توجه کنی ، زبانت دیگر فقط درست نیست — بلکه طبیعی و زنده خواهد بود.
نظرتون برای ما خیلی ارزشمنده.
🎁حالا وقتشه جایزه تون را دریافت کنید
🎁 دریافت جایزه من