آیا تابهحال احساس کردهاید که با وجود تسلط بر گرامر و حفظکردن صدها لغت، هنوز هم در مکالمات واقعی عقب میمانید؟ دلیل این مشکل معمولا کمبود دانش زبانی نیست، بلکه فرایند زمانبر ترجمه در ذهن است. بسیاری از زبانآموزان جملات را ابتدا به زبان مادری میسازند و سپس کلمهبهکلمه ترجمه میکنند. اما خبر خوب اینجاست: تفکر مستقیم به زبان انگلیسی، مهارتی است که میتوان آن را آموخت. سوال اصلی بسیاری از زبانآموزان این است که چطور انگلیسی فکر کنیم تا جملات روانتری بسازیم؟
تحقیقات پروفسور نلسون کوان (Cowan, 2005) در مورد «ظرفیت حافظه کاری» نشان میدهد که کنترل شناختی ما به توانایی پردازش و ذخیره اطلاعات در لحظه وابسته است. وقتی در حال یادگیری زبان دوم هستید، شروعکردن با جملات پیچیده میتواند حافظه کاری شما را اشباع کرده و باعث شود مغزتان قفل کند. برای اینکه یاد بگیریم چطور انگلیسی فکر کنیم، باید ابتدا بار شناختی را کاهش دهیم. شروع با کلمات ساده و تککلمهای، حافظه کاری شما را بهبود میبخشد.
وقتی اشیا ساده اطراف خود را مستقیما با نام انگلیسی آنها صدا میزنید، سیستم حافظه خود را درگیر میسازید.
آموزشگاه زبان دکتر منوچهرزاده با ارائه پکیج آموزشی زبان انگلیسی مسیری هموار را برای رسیدن به این هدف برای شما فراهم کرده است.

یکی از نظریههای جذاب در روانشناسی یادگیری، نظریه «کدگذاری دوگانه» پاویت (Paivio, 1986) است. این نظریه پیشنهاد میکند که مغز اطلاعات کلامی و تصویری را بهصورت جداگانه اما موازی پردازش میکند. استفاده از تمرین فکرکردن به انگلیسی از طریق برچسبگذاری اشیا با کاغذهای چسبان، از این قابلیت مغز بهره میبرد.
وقتی روی آینه برچسب Mirror را میچسبانید، هر بار که به آن نگاه میکنید، نشانه تصویری (خود آینه) و نشانه کلامی (نوشته روی کاغذ) همزمان دو مسیر عصبی جداگانه را در مغز فعال میکنند. این افزونگی باعث تقویت حافظه و بازیابی اطلاعات میشود. در واقع، شما با ایجاد چندین اتصال عصبی برای یک کلمه، کار مغز را برای پردازش و حفظ آن کلمه آسانتر میسازید.
مطالعهای که توسط کرول و استوارت (Kroll & Stewart, 1994) انجام شد، نشان میدهد که ترجمه بین دو زبان میتواند باعث ایجاد تداخل شود. وقتی مدام بین فارسی و انگلیسی سوییچ میکنید، مغز شما باید انرژی بیشتری صرف کند تا تضادهای زبانی را حل کند. یکی از پاسخهای کلیدی به این پرسش که چطور انگلیسی فکر کنیم، حذف این تداخل از طریق استفاده از دیکشنریهای تکزبانه است.
وقتی معنی یک کلمه جدید را به انگلیسی میخوانید، جلوی ایجاد اتصالات غیرضروری به زبان مادری را میگیرید. این کار باعث میشود دایره واژگان شما درون یک شبکه معنایی انگلیسی رشد کند و احتمال مکث یا خطا هنگام مکالمه کاهش یابد.

مریل سوسین (Swain, 1985) در تحقیقات خود بر فرضیه خروجی تاکید دارد. او معتقد است که تنها شنیدن و خواندن (ورودی) کافی نیست. تولید زبان (صحبتکردن یا نوشتن) برای توسعه زبان دوم ضروری است. مکالمه با خود، یکی از بهترین روشها برای کسانی است که میپرسند چطور انگلیسی فکر کنیم اما پارتنر تمرینی ندارند.
وقتی کارهای روزمره خود را به انگلیسی روایت میکنید، درحال تولید خروجی هستید. این فرایند به شما فرصت میدهد تا ساختن جملات صحیح را تمرین کرده و مسیرهای عصبی مربوط به روانی کلام را تقویت کنید، بدون اینکه ترس از قضاوت دیگران داشته باشید.
د گروت (De Groot, 2006) در پژوهشهای خود بر اهمیت گذار از تفکر «کلمهبهکلمه» به تفکر «در سطح جمله» تاکید میکند. برای غلبه بر ترجمه ذهنی، ضروری است که یاد بگیرید مفاهیم را در قالب جملات کامل پردازش کنید. این کار باعث درگیری عمیقتر مغز با گرامر، نحو و ساختار زبان میشود.

آیا میخواهید بدانید چطور انگلیسی فکر کنیم بدون اینکه در کلاس درس باشیم؟ پاسخ در تحقیق ایزابلی-گارسیا (Isabelli-García, 2015) نهفته است که تاثیر تکنولوژی و غوطهوری (Immersion)را بر یادگیری زبان نشان میدهد. قرارگرفتن مداوم در معرض محتوای انگلیسی از طریق فیلم، پادکست و یوتیوب، مغز را با الگوهای مکالمه، لهجهها و اصطلاحات متنوع آشنا میکند.
تحقیقات لیو (Liu, 2011) اهمیت ارتباطات واقعی را برجسته میکند. هیچچیز بهاندازه صحبت با یک انسان واقعی نمیتواند به شما یاد دهد که چطور انگلیسی فکر کنیم. گفتگو با دیگران نیاز به پردازش فوری دارد؛ یعنی مغز مجبور است بلافاصله پاسخ دهد و فرصتی برای ترجمه طولانی ندارد. این نوع تعامل در زمان واقعی، بازخورد فوری فراهم میسازد و به زبانآموزان کمک میکند بر تردید و عدم اعتماد به نفس خود غلبه کنند.
اسکهان (Skehan, 2002) نشان داد که نوشتن یکی از اجزای حیاتی یادگیری زبان دوم است، زیرا اجازه میدهد تفکر درونیسازی شود. نوشتن در واقع «فکرکردن کند» است. این فرایند به شما زمان میدهد تا آگاهانه درباره ساختار جملات، گرامر و واژگان تصمیم بگیرید و بهتدریج یاد بگیرید چطور انگلیسی فکر کنیم. نوشتن خاطرات روزانه به زبان انگلیسی، دانش شما را تثبیت میسازد و با تشویق مغز به پردازش زبان در سطحی عمیقتر، باعث میشود یادآوری کلمات در هنگام صحبتکردن سریعتر شود.
یکی از جالبترین تحقیقات در این زمینه توسط کیسار و همکاران (Keysar et al., 2012) انجام شده است. آنها پدیدهای را کشف کردند که «اثر زبان خارجی» نام دارد. این مطالعه نشان میدهد که تصمیمگیری به زبان دوم، سوگیریهای شناختی و تاثیرات هیجانی را کاهش میدهد. وقتی افراد به زبان مادری تصمیم میگیرند، بیشتر دچار اعتمادبهنفس کاذب یا احساسات میشوند.
اما وقتی به انگلیسی (بهعنوان زبان دوم) فکر میکنید، مغز مجبور است اطلاعات را تحلیلیتر و دقیقتر پردازش کند. بنابراین، اگر میپرسید چطور انگلیسی فکر کنیم تا همزبانمان قوی شود و هم تصمیمات بهتری بگیریم، پاسخ این است: تصمیمات مهم خود را به انگلیسی بررسی کنید.

پاولنکو و لانتولف (Pavlenko & Lantolf, 2000) تاکید میکنند که یادگیری زبان دوم یک فرایند میانجیگرانه و تدریجی است. آنها دریافتند زبانآموزانی که با وجود سختیهای اولیه به تمرین ادامه میدهند، در نهایت مهارتهای زبانی قویتر و طبیعیتری پیدا میکنند. صبور بودن بخشی از استراتژی است. مغز شما در حال ساخت شبکههای عصبی جدید است و این کار یکشبه اتفاق نمیافتد. هر بار که یکی از تمرینهای بالا را انجام میدهید، یکقدم به هدف نزدیکتر میشوید.
اگر آمادهاید که این مهارتها را به سطح بالاتری ببرید و بهخصوص اگر قصد شرکت در آزمونهای بینالمللی را دارید، باید از مسیری تخصصی و حرفهای عبور کنید. آموزشگاه زبان دکتر منوچهرزاده با دوره پازلینگ آیلتس، تکنیکهای پیشرفتهتری را برای تقویت مهارتهای فکری و کلامی شما ارائه میدهد که میتواند موفقیت شما را تضمین کند.
یادگیری اینکه چطور انگلیسی فکر کنیم، یک استعداد ذاتی نیست، بلکه مهارتی است که با تمرین و تکنیکهای علمی قابلدستیابی است. از برچسبگذاری اشیا و استفاده از دیکشنریهای تکزبانه گرفته تا صحبت با خود و نوشتن روزانه، همگی ابزارهایی هستند که مسیرهای عصبی مغز شما را برای زبان انگلیسی هموار میکنند. تحقیقات علمی نشان دادهاند که با حذف واسطه ترجمه، نهتنها سریعتر صحبت میکنید، بلکه دقیقتر و منطقیتر نیز فکر خواهید کرد.