درخواست مشاوره رایگان و دریافت نمونه فایلهای کلاس
| به مناسبت فصل زمستان
یادگیری زبان دوم ، مثل انگلیسی ، سفری پر از تجربه های تازه است . اما یکی از بزرگ ترین چالش هایی که زبان آموزان فارسی زبان با آن رو به رو میشوند ، عادت به ترجمه مستقیم جملات است . بسیاری از زبان آموزان در ابتدای مسیر ، هر جمله ی انگلیسی را به فارسی بر میگردانند و بعد تازه میخواهند معنی را بفهمند . این کار شاید در روزهای اول کمک کند ، اما در دراز مدت به یک مانع بزرگ تبدیل میشود ؛ چون باعث میشود ذهن ما همیشه بین دو زبان در رفت و آمد باشد و هرگز نتوانیم مستقیم به انگلیسی فکر کنیم .
در این مقاله بررسی میکنیم چرا ترجمه مستقیم یکی از بزرگ ترین دشمنان یادگیری زبان است ، چه مشکلاتی ایجاد میکند ، و مهم تر از همه ، چطور میتوانیم این عادت را کنار بگذاریم . همچنین راهکارهای عملی و تمرین هایی خواهیم داشت که به شما کمک میکند بدون نیاز به ترجمه ، زبان را به شکلی طبیعی تر یاد بگیرید .
وقتی جمله ای انگلیسی می شنویم و سریع آن را به فارسی ترجمه می کنیم ، در واقع مغزمان نمیگذارد زبان جدید مسیر مستقل خودش را بسازد . ما مثل یک فیلتر ، همه چیز را از دریچه ی فارسی عبور میدهیم .
مثال ساده :
جمله ی انگلیسی: I’m used to waking up early.
ترجمه مستقیم : من استفاده شده ام به زود بیدار شدن !
معنی واقعی : من عادت دارم زود بیدار شوم .
می بینید ؟ وقتی مستقیم ترجمه میکنیم ، جمله خنده دار و بی معنی میشود . اما وقتی با ذهنیت انگلیسی نگاه کنیم ، معنی کاملاً روان خواهد بود .
فرض کنید در یک موقعیت واقعی مثل سفر خارجی یا مصاحبه کاری هستید . کسی از شما میپرسد :
What do you do for a living?
اگر بخواهید اول جمله را به فارسی ترجمه کنید (« تو برای زندگیت چه میکنی ؟ ») و بعد جواب بسازید ، زمان زیادی از دست میدهید و مکالمه قطع میشود .
برعکس ، اگر ذهن شما مستقیماً با انگلیسی کار کند ، سریع متوجه میشوید سؤال یعنی « شغلت چیه ؟ » و به سادگی میگویید : I’m a teacher.
زبان ها همیشه ساختار و منطق یکسانی ندارند . وقتی بخواهیم کلمه به کلمه ترجمه کنیم ، جملات اغلب غیرطبیعی یا حتی اشتباه میشوند .
نمونه ها :
فارسی : دلم برایت تنگ شده .
ترجمه مستقیم: My heart became tight for you!
ترجمه درست: I miss you.
یا :
فارسی : او دست به کاری زد .
ترجمه مستقیم: He hit his hand to a work.
ترجمه درست: He took action.
این خطاها نتیجه ی همان عادت ترجمه ی مستقیم هستند .
مغز مثل یک شهر پر از خیابان است . زبان مادری مثل بزرگراه اصلی است که همه چیز را سریع میرساند . حالا وقتی زبان جدید یاد میگیریم ، باید برایش جاده ی جدید بسازیم .
اما اگر همیشه از مسیر فارسی بگذرانیم ، مغز هیچ وقت جاده ی اختصاصی انگلیسی را نمیسازد . نتیجه ؟ ما همیشه کند ، وابسته و پر از اشتباه خواهیم بود .
بزرگ ترین هدف زبان آموزی این است که بتوانیم مستقیم به زبان جدید فکر کنیم . وقتی تصویر یک سیب می بینیم ، ذهنمان اول نگوید سیب → apple ، بلکه فوراً بگوید apple .
اگر عادت به ترجمه مستقیم داشته باشیم ، ذهن همیشه فارسی را وسط ماجرا می آورد و این یعنی هیچ وقت به استقلال زبانی نمیرسیم .
دلایل زیادی وجود دارد :
حالا به بخش مهم مقاله میرسیم : چگونه این عادت را ترک کنیم ؟
الف) استفاده از تصاویر به جای ترجمه
وقتی کلمه ی dog را یاد میگیرید ، به تصویر یک سگ فکر کنید ، نه به کلمه ی «سگ» . این کار ارتباط مستقیم بین کلمه و مفهوم ایجاد میکند .
ب) جمله سازی ساده
به جای حفظ لیست لغت ، هر لغت را در یک جمله ی ساده استفاده کنید . مثلاً :
I have a dog.
The dog is happy.
ج) گوش دادن زیاد
فیلم ، سریال ، پادکست و آهنگ انگلیسی گوش دهید . وقتی بارها یک عبارت را در بافت واقعی می شنوید ، دیگر نیازی به ترجمه ندارید .
د) فکر کردن به انگلیسی
هر روز چند دقیقه افکار ساده خودتان را به انگلیسی بگویید :
الان دارم چای میخورم → I’m drinking tea.
باید برم بیرون → I need to go out.
هـ) استفاده از دیکشنری انگلیسی به انگلیسی
به جای ترجمه کلمه ها به فارسی ، تعریف انگلیسی ساده ی آن ها را بخوانید . این کار کمک میکند ذهن شما در همان زبان بچرخد .
و) صبور بودن
ترک عادت ترجمه مستقیم زمان میبرد . اما هر بار که جلوی خودتان را بگیرید و مستقیم به انگلیسی فکر کنید ، یک قدم به استقلال زبانی نزدیک تر میشوید .
سارا ، زبان آموزی ۲۵ ساله ، تعریف میکند :
اوایل همه چیز را ترجمه میکردم . حتی وقتی معلم می پرسید How are you?، توی ذهنم میگفتم چطوری؟ بعد جواب میدادم . خیلی کند بودم . اما وقتی شروع کردم روزانه با خودم به انگلیسی فکر کردن ، کم کم مغزم عادت کرد . حالا وقتی میشنوم How are you? اصلاً فارسی به ذهنم نمیاد ؛ مستقیم حس میکنم یعنی خوبی؟ و راحت جواب میدم .
این تجربه نشان میدهد ترک ترجمه مستقیم شدنی است ، فقط تمرین و صبر میخواهد .
۱. تمرین تصویری : یک شیء جلوی خود بگذارید (مثلاً لیوان) . هر بار که آن را دیدید ، فقط نام انگلیسیش را بگویید: cup .
۲. تمرین خاطره : خاطره ی کوتاهی به انگلیسی بنویسید ، بدون ترجمه فارسی . حتی اگر ساده و ابتدایی باشد .
۳. تمرین جایگزینی : وقتی کلمه ی فارسی در ذهن آمد ، سریع معادل انگلیسیش را جایگزین کنید .
۴. تمرین فیلم : یک سکانس فیلم کوتاه انتخاب کنید ، بارها ببینید ، و سعی کنید بدون زیرنویس بفهمید .
۵. تمرین ذهنی : روزانه پنج دقیقه فقط با خودتان انگلیسی فکر کنید .
ترجمه مستقیم شاید در نگاه اول کمک کننده باشد ، اما در عمل بزرگ ترین مانع یادگیری زبان است . این عادت :
شما را به فارسی وابسته میکند .
سرعت مکالمه را پایین می آورد .
باعث اشتباهات بامزه یا حتی خجالت آور میشود .
جلوی فکر کردن به انگلیسی را میگیرد .
راه حل این است که زبان را مستقیماً در مغزمان با تصویر ، صدا و تجربه پیوند دهیم . با تمرین های ساده ای مثل فکر کردن به انگلیسی ، استفاده از دیکشنری انگلیسی ، و گوش دادن مداوم ، میتوانیم به تدریج این عادت را کنار بگذاریم .
به یاد داشته باشید : زبان دوم باید جاده ی خودش را در مغز شما داشته باشد . اگر همیشه از مسیر فارسی عبور دهید ، هیچ وقت به روانی واقعی نمیرسید . اما اگر مستقیم با انگلیسی زندگی کنید ، یک روز می بینید بدون لحظه ای مکث ، به زبان جدید فکر میکنید و میگویید .
نظرتون برای ما خیلی ارزشمنده.
🎁حالا وقتشه جایزه تون را دریافت کنید
🎁 دریافت جایزه من