چگونه در جلسات فروش به انگلیسی بدرخشیم ؟
در دنیای امروز ، مرزهای تجاری دیگر محدود به کشورها نیست . شرکت ها در سطح جهانی فعالیت می کنند ، مشتری ها از ملیت های مختلف هستند و زبان مشترک بیشتر مذاکرات ، انگلیسی تجاری (Business English) است.
اگر در حوزه ی فروش (Sales) یا بازاریابی (Marketing) کار میکنی ، توانایی مذاکره به انگلیسی یکی از مهم ترین مهارت هایی است که میتواند مسیر شغلیت را متحول کند .
آنچه در این مقاله میخوانید
Toggleبخش اول : چرا باید زبان انگلیسی مخصوص فروش و بازاریابی یاد بگیریم ؟
خیلی از زبان آموزان فکر می کنند یاد گرفتن زبان انگلیسی عمومی برای همه موقعیت ها کافی است . اما واقعیت این است که زبان دنیای تجارت ، اصطلاحات و ساختار خاص خودش را دارد .
مثلاً در مکالمه های روزمره ممکن است بگوییم :
Can you give me a better price?
میتونی قیمت بهتری بدی ؟
اما در یک جلسه رسمی فروش ، همین مفهوم را مؤدبانه تر میگویند :
Is there any room for negotiation on the price?
آیا جای مذاکره روی قیمت وجود دارد ؟
همین تفاوت ظریف در لحن و واژه هاست که نتیجه ی مذاکره را تغییر میدهد .
بخش دوم : واژگان کلیدی در مذاکرات فروش و بازاریابی
بیایید با مهم ترین واژه ها و عبارات شروع کنیم . این کلمات در اکثر مکالمات تجاری بین المللی استفاده میشوند :
کاربرد | معنی فارسی | انگلیسی |
کسی که ممکن است در آینده مشتری شود | مشتری بالقوه | Prospect |
فرد یا شرکت علاقه مند به محصول شما | سرنخ فروش | Lead |
معرفی قانع کننده محصول به مشتری | ارائه فروش | Pitch |
معامله زمانی که توافق انجام میشود | نهایی کردن | Close a deal |
کاهش قیمت | تخفیف | Discount |
دلیلی که مشتری باید از شما خرید کند | پیشنهاد ارزشی | Value proposition |
تماس یا ایمیل پس از جلسه | پیگیری | Follow-up |
گروه مشتریان مورد نظر | بازار هدف | Target market |
میزان شناخت مردم از برند شما | آگاهی از برند | Brand awareness |
درصد مشتریانی که خرید می کنند | نرخ تبدیل | Conversion rate |
این ها پایه ی زبان بازاریابی هستند . وقتی در مذاکره هستی و از این واژه ها درست استفاده میکنی ، طرف مقابل حس حرفه ای بودن میگیرد .
بخش سوم : ساختار و مراحل یک مذاکره فروش به انگلیسی
- شروع مکالمه (Opening)
در آغاز جلسه باید فضایی مثبت و صمیمی بسازی . لحن تو نباید خشک و رسمی باشد ؛ بلکه باید نشان دهد برای همکاری آماده ای .
جملات پیشنهادی برای شروع :
It’s a pleasure to meet you.
از دیدارتون خوشحالم .
Thanks for taking the time to meet today.
ممنون که وقت گذاشتید برای این جلسه .
Before we start, how has your day been?
قبل از شروع ، روزتون چطور بوده ؟
در این مرحله هدف تو ایجاد ارتباط انسانی است ، نه فروش .
- معرفی شرکت و محصول (Introducing the product/company)
در این قسمت باید به شکلی کوتاه و قانع کننده از برندت بگویی . از زبان ساده اما حرفه ای استفاده کن .
نمونه جمله ها :
Our company specializes in eco-friendly packaging solutions.
شرکت ما در زمینه ی بسته بندی های دوستدار محیط زیست تخصص دارد .
We’ve been helping clients reduce costs for over 10 years.
ما بیش از ده سال است که به مشتریان در کاهش هزینه ها کمک می کنیم .
نکته مهم این است که از فعل های فعال و دقیق استفاده کنی :
مثل provide, improve, offer, develop, deliver .
- شناخت نیاز مشتری (Identifying customer needs)
بهترین فروشنده کسی است که بیشتر گوش میدهد تا حرف بزند .
عبارات مفید :
Could you tell me more about your current challenges?
میتوانید بیشتر درباره چالش های فعلی خودتون بگید ؟
What are your priorities for this quarter?
اولویت های شما برای این فصل چیه ؟
What’s most important to your customers?
برای مشتریان شما چه چیزی اهمیت بیشتری داره ؟
اینجا با گوش دادن فعال (Active Listening) اعتماد سازی میکنی .
پارت دوم توضیحات (بخش سوم )
- ارائه پیشنهاد (Presenting your offer)
حالا وقت آن است که راه حل خود را مطرح کنی .
مثال ها :
Based on what you said, I think our product could really help you with…
با توجه به صحبت هاتون ، فکر میکنم محصول ما واقعاً میتونه بهتون کمک کنه در…
Let me show you how it works.
اجازه بدید نحوه عملکردش رو نشون بدم .
Our solution can reduce your costs by 20%.
راه حل ما میتونه هزینه هاتون رو تا ۲۰٪ کاهش بده .
نکته: همیشه پیشنهادت را با داده ، مثال یا تجربه واقعی پشتیبانی کن .
- پاسخ به اعتراض ها (Handling objections)
تقریباً هیچ مذاکره ای بدون مخالفت یا تردید مشتری پیش نمیرود .
در این مرحله باید خونسرد ، محترمانه و با منطق پاسخ بدهی .
عبارات کلیدی :
I understand your concern.
نگرانیتون رو درک میکنم .
That’s a valid point, but let me explain…
نکته ی درستی گفتید ، اما اجازه بدید توضیح بدم…
Many of our clients had the same question at first.
خیلی از مشتریان ما در ابتدا همین سؤال رو داشتن .
این جملات همدلی ایجاد می کنند و فضای مذاکره را مثبت نگه میدارند .
- نهایی کردن معامله (Closing the deal)
در این مرحله باید مؤدبانه ، اما قاطعانه از مشتری بخواهی تصمیم بگیرد .
نمونه جملات :
Shall we move forward with the proposal?
آیا مایلید با پیشنهاد پیش بریم ؟
Would you like me to send the contract for review?
میخواهید قرارداد رو برای بررسی بفرستم ؟
When would be a good time to start?
چه زمانی برای شروع مناسب تر هست ؟
- پیگیری پس از مذاکره (Follow-up)
بسیاری از فروش ها بعد از جلسه اول انجام میشود ، نه در همان لحظه .
پس پیگیری مؤدبانه به انگلیسی بسیار حیاتی است .
ایمیل یا پیام پیگیری :
Hi [Name], it was great talking with you today.
As discussed, I’ve attached our proposal.
Looking forward to your feedback.
سلام [نام] ، خوشحال شدم امروز باهاتون صحبت کردم . طبق صحبت هامون ، پیشنهاد رو پیوست کردم . منتظر نظرتون هستم .
بخش چهارم : اصطلاحات پرکاربرد در بازاریابی بین المللی
برای موفقیت در بازاریابی ، باید با واژه هایی آشنا باشی که در تبلیغات و برندینگ استفاده میشود .
کاربرد | معنی فارسی | اصطلاح |
وقتی مشتری فقط از برند خاصی خرید میکند | وفاداری به برند | Brand loyalty |
درصد حضور شرکت در بازار | سهم بازار | Market share |
توانایی نگه داشتن مشتری های فعلی | حفظ مشتری | Customer retention |
عبارتی مثل Buy Now یا Sign Up Today | دعوت به عمل | Call to action (CTA) |
گروهی که پیام بازاریابی برای آنهاست | مخاطب هدف | Target audience |
چیزی که شما را از رقبا متمایز میکند | ویژگی منحصر به فرد محصول | Unique selling point (USP) |
مثلاً اگر در بازاریابی دیجیتال کار میکنی ، جمله ای مثل این کاملاً حرفه ای است :
Our campaign increased customer engagement by 30%.
کمپین ما تعامل مشتری را ۳۰٪ افزایش داد .
بخش پنجم : نکات فرهنگی در مذاکرات انگلیسی زبانان
یادگیری زبان فقط حفظ واژه نیست ؛ باید فرهنگ پشت زبان را هم درک کنی .
در فرهنگ های انگلیسی زبان ( به ویژه آمریکا و بریتانیا ) :
وقت شناسی (Punctuality) اهمیت زیادی دارد . حتی ۵ دقیقه تأخیر بدون اطلاع ، نشانه ی بی احترامی است .
مودب بودن (Politeness) ضروری است ؛ استفاده از please و thank you همیشه لازم است .
صداقت و شفافیت در مذاکره ارزش بالایی دارد . اغراق یا وعده ی غیرواقعی نتیجه را خراب میکند .
زبان بدن (Body language) باید آرام و باز باشد ، نه پرخاشگر یا بسته .
بخش ششم : تمرین های کاربردی برای تقویت مهارت مذاکره به انگلیسی
۱. تماشای ویدیوهای واقعی مذاکرات فروش در یوتیوب یا لینکدین .
۲. نوشتن سناریوهای تمرینی ؛ مثلاً نقش فروشنده و مشتری را بازی کن .
۳. یادگیری ایمیل های تجاری استاندارد و بازنویسی آن ها به سبک شخصی خودت .
۴. تمرین شنیداری با پادکست های Business English Pod یا BBC Learning English – Business Section.
۵. تمرکز روی لحن مؤدبانه و حرفه ای ؛ مثلاً بهجای I want بگو I would like to .
بخش هفتم : اشتباهات رایج در مذاکرات انگلیسی
- استفاده از لحن دستوری به جای پیشنهادی .
❌ You must sign today.
✅ I’d recommend signing today to secure the offer.
- استفاده از واژه های خیلی ساده یا غیررسمی در جلسات .
❌ It’s cool.
✅ That sounds great.
- عدم خلاصه گویی ؛ انگلیسی تجاری به شفافیت و دقت نیاز دارد .
❌ Our company has been trying to develop something that might be useful for your business…
✅ We’ve developed a solution that can boost your business efficiency.
بخش هشتم : گفت و گوی نمونه یک مذاکره فروش به انگلیسی
Salesperson:
Good afternoon, Mr. Smith. Thank you for meeting with me today.
Client:
Good afternoon. Please, have a seat.
Salesperson:
We’ve been helping companies like yours reduce delivery costs. May I ask how you currently handle logistics?
Client:
We manage it internally, but costs have been increasing.
Salesperson:
I see. Based on what you said, I believe our service can help cut your expenses by around 15%. Would you be interested in a demo next week?
Client:
Yes, that sounds interesting. Let’s schedule it for Tuesday.
Salesperson:
Perfect. I’ll send you the details via email. Thank you again for your time.
Client:
Thank you. I look forward to it.
بخش نهم : جمع بندی
زبان انگلیسی در مذاکرات فروش و بازاریابی فقط ابزاری برای ترجمه نیست ، بلکه کلید تأثیرگذاری ، اعتمادسازی و موفقیت بین المللی است .
یاد گرفتن واژه ها ، ساختارها و لحن درست ، به تو کمک میکند نه تنها زبان ، بلکه طرز فکر یک مذاکرهگر جهانی را یاد بگیری .
به یاد داشته باش :
People don’t buy products; they buy relationships, stories, and trust.
مردم محصولات را نمیخرند ؛ آن ها رابطه ، داستان و اعتماد را میخرند .
و بهترین راه برای ساختن این اعتماد ، صحبت کردن به زبانی است که جهانیان می فهمند : انگلیسی حرفه ایِ فروش و بازاریابی .
